News

 
"حكايت ما و مالتي‌مديا!"
‎1383/03/05

روز جمعه 25 ارديبهشت‌ماه، كله سحر، شال و كلاه كرديم راه افتاديم به سمت سعادت‌آباد. از روزها قبل يك مدير همايش سمج گير داده بود كه بايد بيائيد و در همايشي با عنوان "مالتي‌مديا و كاربرد آن در دنياي مجازي" گوشه‌اي از تجربيات خود را براي دانشجويان دانشگاه پيام‌نور و علاقمندان به اين رشته بازگو كنيد.
قبلا هرقدر از مديريت محترم خواسته بوديم كه از خر شيطان پياده شود و ما يكي را از اين ماجرا معاف كند، فايده نكرده بود. گفته بوديم ما اصلا ديگه "مالتي‌مديا" كار نمي‌كنيم! باز هم فايده نكرده بود. خلاصه حسابي تو رو درمانديم. و اينجوري شد كه اسم ما هم‌رديف بزرگاني چون دكتر جلالي و دكتر بازرگان و خانم دكتر مشايخ قرار گرفت و قرار شد درباره "مالتي‌مديا و ..." صحبت كنيم.
از شما چه پنهان عنوان همايش، پنداري، همان روزهاي آخر قطعي شده بود و ما كه از اول بحثمان با دست‌اندركاران اين بود كه اصلا موضوع همايش چيست و درباره چه چيزي بايد صحبت كنيم (؟!) وقتي آن روز جمعه سلانه سلانه پله‌ها را بالا مي‌رفتيم و در هر پاگرد با تابلوي "به سوي همايش مالتي مديا و ..." مواجه مي‌شديم دلمان تاپ تاپ مي‌زد كه "اي دل غافل، ديدي چي شد؟"
ماجرا اين بود كه موضوع بحثي كه ما انتخاب كرده بوديم، درست بالعكس موضوع همايش كه به "دنياي مجازي" اشاره مي‌كرد، اتفاقا مربوط به "مالتي‌مديا" در دنياي واقعي خودمان بود. اسمش را هم گذاشته بوديم "حكايت ما و مالتي‌مديا!" خدا را شكر كه سخنران اول، دكتر جلالي، بسيار مسلح آمده بودند و حضار را با شرح مبسوط "مالتي‌مديا" و كاربرد آن در "دنياي مجازي" مسحور كردند. بنابراين نوبت به ما كه رسيد، پيش‌پاافتادگي تصويرمان از "دنياي واقعي" خيلي حضار را نيازرد.
مراسم مطابق معمول با نهار و قدرداني و لوح تقدير و اميد به استفاده‌هاي آتي از حضور سخنرانان معظم خاتمه يافت. آنچه باقي مانده خاطره‌اي است از يك روز مشاركت در يك فعاليت دانشجويي و تعدادي اسلايد از مباحث طرح شده كه براي ثبت در تاريخ در اختيار علاقمندان قرار مي‌گيرد.

صفحات قبل صفحات بعد