|
|
 |
خدمات شركت نگاه. |
|
 |
من قبلا" تو يك جعبه چسبوني كار ميكردم و بعد اومدم تو شركت نگاه و با اهل مهربان نگاه و با انسانهاي با صفا و با محبت اين جمع آشنا شدم. |
|
 |
من هميشه ارزو داشتم كه پرواز كنم اما نه با بال آهنين، بلكه پروازي كه مرا تا اوج آسمانها ببرد و مرا با ساكنان عرش الهي آشنا كند. آدمي هستم زودرنج و بيروحيه و كمتوقع، ساده و بيآلايش، اما غمگين و گوشهگير و از جمع گريزان، هميشه دوست دارم آنچه را كه تو دلم دارم با يك دوست درميان بگذارم. |
 |
نگاه شركتي است كه بر پايه محبت و دوستي و با نگاه دوستانه بنا شده و انشاءالله تا صد سال پا برجا ميماند و اهل آن هميشه با محبت و با مهربوني در كنار هم مشغول به كار خواهند بود. |
|
 |
آرزو دارم كه زماني فرا برسد كه همه انسانها در هر دين و مذهب و سلوكي كه هستند و در هر كجاي دنيا كه هستند، همه آنها از فقير گرفته تا غني، از سياه گرفته تا سفيد، از بچه گرفته تا پير همه شاد و شاد و شاد باشند و همه شاديهايشان را با همديگر تقسيم كنند و در زندگي همه موفق و پيروز باشند. |
|